💢 نان آوران جاده ، مظلوم جامعه

✍ #محسنخواجهگیری

در عهد قاجار توسط بلژیکی ها در ایران گمرک ایجاد شد.
مردم سواحل و بنادر خلیج فارس که از طریق دریا با دیگر ممالک عالم داد و ستد داشتند گمرک را بر نمی تافتند و اوایل زد و خورد هایی ایجاد شد که مشهورترین آن جنگ خضرخان تنگستانی به سرداری رئیسعلی دلواری با احمد خان دریابیگی بنادر و جزایر خلیج فارس است.
مراجع تقلید گمرک را حرام اعلام کردند تا جایی که نشستن در سایه گمرک حرام بود
در آن دوران قاچاق کالا ایجاد شد و ژاندارمری و شهربانی درگیر با مردمی که ساحل نشینی ایجاب می کرد اهل داد و ستد باشند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی از آنجا که قوانین عرفی دارای ضمانت اجرا را قانون مدنی می پذیرد ، قانون ته لنجی یا کالا همراه ملوان پذیرفته شد و عملا قاچاق کالا از بین رفت اما حمل این کالاها را غیر مجاز می دانند و قاچاق می خوانند یعنی کالای که از طریق قانونی و از مجرای گمرک وارد شده اگر در بازار خریدی و جابجا کردی می شود قاچاق!
“وارد کننده نیستم
این کالا از گمرک آمده”
هیچ فایده ندارد ، اگر گیر افتادی ضبط کالا و ماشین و ده برابر ارزش کالا جریمه و معادل آن زندانی و اگر رفتی هم کشته خواهی شد.

💢چه کند #جوان_لر که از چاه های نفت و گاز ، از دریا و از رودها سودی نبرده و حالا که حمالی می کند باید کشته شود!
اجناس خارجی در سراسر کشور در همه بازار ها موجود است و قاضی و رئیس دادگاه و تعزیرات و رئیس پلیس و تمامی مقامات از بازار همین اجناس را خرید می کنند و خانه های همه آنها مملو از انواع جنس خارجی است ، هیچ کدام هنگام خرید از مغازه نپرسیده آیا برگه سبز گمرکی دارید ؟
هیچ پلیس یا قاضی هنگام خرید کت و شلوار نپرسیده آیا این جنس از مبادی قانونی وارد شده؟
اما همین که جوانی برای امرار معاش از بازاری که همه مسئولین خرید می کنند ، جنسی خرید تا به شهر دیگر ببرد و بفروشد می شود قاچاقچی و باید کشته شود و یا گرفتار و جریمه و تنبیه و هزار بلای دیگر..
این کار اگر ظلم نیست چه نام دارد؟
جوانی که تحصیلات عالی دارد و تو مسئول هیچ شغلی برایش فراهم نکرده ای حالا که خودش دست به کار کسبی حلال شده او را می کشید؟!!
بخدا ظلم است ، ستم است.

یا صاحب الزمان ادرکنی

توله گرگ گل متا

افسانه های لری

💢توله گرگ گل متا (golmata)

رهدار

گل متا زن عشایری صبح زود به کوه میرفت جهت جمع کردن هیزم.
بارانی شروع به باریدن کرد سریع هرچه هیزم جمع کرده بود به دوش گذاشت تا از کوه پایین بیاید در مسیر صدایی شنید ترسید مبادا گرگی یا خرسی به او برخورد کند و بچه ی شیر خواره اش را بی مادر کند اما نزدیکتر که شد دید بچه گرگی تازه به دنیا آمده در کنار صخره ای ناله می کند بچه گرگ از بس کوچک بود هنوز چشم باز نکرده ، مهر مادری موجب شد که گل متا بار هیزم را از دوش بیاندازد و بچه گرگ خیس را خشک کند و به او شیر بدهد.
او بچه گرگ را بجای هیزم به مال آورد و در کنار فرزند پسر خود گذاشت و به هر دو یکسان شیر می داد بچه گرگ هم چشم باز کرد و بزرگ و بزرگتر می شد و برای بچه جست و خیز و تن نازی می کرد روی گل متل نگران شد و خم به ابرو انداخت نکند روزی چنگال بچه گرگ فرزندش را زخمی کند از این رو بچه گرگ را از بچه ی خود جدا و زیر میشی گذاشت که تازه بره اش مرده بود.
میش مدتی به گرگ شیر داد و خو کرد و بچه گرگ هم مثل بره دنبال میش در خواب و چرا و گردش و کوه جدا نمی شد تا روزی به همان مکان رسیدند که گل متا او را پیدا کرد. بچه گرگ مدتی بود که دیگر از شیر میش استفاده نمی کرد چون دیگر به گرگ جوانی تبدیل شده بود ناگهان چشمش به دمبه ی میش مادر افتاد.
جستی زد و تمام نیکیهای گل متا و میش را فراموش کرد و زیر گلوی میش که حکم مادرش را داشت به دندان گرفت و خون از زیر دندانهایش به زمین چکید.

💢عده ای از مردمان درست همین حالت بچه گرگ گل متا را دارند که با تمام دایگی و خدمتی که بهشان می شود باز خیانت می کنند و نمکدان شکن اند.

آگاهی و اتحاد

شرط پیروزی و بهروزی ماست.

🌱 @balotedanesh 🌱
💢یاری رسان ما درپیغام رسانی باشیدوکانال رابه دیگرهمتباران معرفی کنید💢

کشور خیالی

نقشه ی خیالی کشور کردستان! و توهمات دشمنان #ایران

اظهار برادری #پانکردیسم و کرد دانستن اقوامی مانند لرها و بیان کلمات استثمار گونه ای مانند

کرد_کلهر

کرد_لک

کرد_بختیاری

برای رسیدن به آب های گرم خلیج فارس و منابع بزرگ نفت و گاز و کشاورزی است.
بزرگترین مانع برای این کار لرها هستند که با استفاده از جعل تاریخ و توهمات این چنینی سعی بر هضم این قوم در خود دارند.

💢اقوام در ایران با هم هیچ مشکلی ندارند.مشکل را تعداد معدود پانها ایجاد میکنند.

پنج خرداد یا رنج خرداد

💢پنج خرداد یا رنج خرداد

✍ #مصطفی_نجفی

به ه مناسبت 5 خرداد #روزمسجدسليمان

سحرگاه پنجم خرداد 1287، مته های حفاری گروه اکتشافی ویلیام ناکس دارسی انگلیسی گنج سیاهی از دل زمین در مسجدسلیمان بیرون آورد که منشا تحول در ایران و خاورمیانه شد. کشف نفت در مسجدسلیمان به عنوان اولین اکتشاف نفتی در خاورمیانه توجهات جهانی را به این شهر جلب کرد و مسجد سلیمان به خاورمیانه اهمیتی استراتژیک بخشید.
اما کسی تصور نمی کرد این شهر که روزی اتوپیای(آرمان شهر) ایران بود به سرنوشتی دچار شود که هم اکنون از ابتدایی ترین امکانات شهری نیز محروم باشد. بالاترین نرخ خط فقر (آمار روزنامه دنیای اقتصاد)،بیکاری و یکی از بالاترین نرخ های خودکشی جوانان در کشور آماری است که عمق فاجعه را در این شهر نشان می دهد.

روزی مشیرالممالک قاجاریه که از مسجدسلیمان آنروز بازدید و از وجود آنهمه امکانات ابراز تعجب نموده بود درخاطراتش با ذکر رونق اقتصادی و امکانات وسیع موجود در مسجدسلیمان بواسطه کشف نفت نگاشته بود:
«ازبلندای تپه ای به شهرمسجدسلیمان می نگریستم و گریه ام گرفته بود که چرا این همه امکانات دراین شهراست ولی درتهران نیست؟!».

حال که شرایط کنونی این شهر را می بینیم چقدر شنیدن و خواندن این جمله مشیرالممالک قاجاریه می تواند دردناک باشد. گنجی به نام نفت که می توانست این شهر را به مدرن ترین، پیشرفته ترین و در عین حال پرنشاط ترین شهر ایران و خارومیانه تبدیل کند، هم اکنون به رنجی تبدیل شده که عقده های روحی آن بر وجود تمامی مردمان آن سایه افکنده و این شهر هم اکنون نه یکی از پیشرفته ترین، مدرن ترین و یا با نشاط ترین که یکی از توسعه نیافته ترین شهرهایی است که هیچ نشانه ای از رفاه نسبی و نشاط و امید در آن دیده نمی شود و این چنین است که پنج خرداد تبدیل به بزرگترین رنج مردمان این شهر شده است.

این روز را علیرغم رنج های بی کرانش گرامی می داریم./

آگاهی و #اتحاد

شرط پیروزی و بهروزی ماست.

🌱 @balotedanesh 🌱
💢یاری رسان ما درپیغام رسانی باشیدوکانال رابه دیگرهمتباران معرفی کنید💢

من لرم

#علیرضاخادمی
من لرم
ریشه دار در کوهساری سترگ
زخمی تیر و تبرهای دوست و دشمن
خسته از انتقال آب و نفت
از ریش خند به شاخه شاخه ام
به زبان مادریم
#من_لرم
همان که برای شکستن غرورم جوکهای تلخ ساختند.
همان که پس از کشتار زنان و کودکان بی دفاعم از فتح الفتوح نام بردند.
آری من لرم
برخاسته از آوار تاریخ
برخاسته از زخم تبرهای از جنس خود
برخاسته از شکوه هزاران ساله
من لرم ققنوس زمان
در خود سوختم تا قدر زبان و فرهنگم را بدانم
قدر طبیعت زاگرس را
قدر آب کارون و دز را
در خود سوختم تا بدانم لر باشم پیش از آنکه دیر شود
در خود سوختم تا تولد دیگری بیابم..

چرا لر بودن صلاح الدین ایوبی گم شد؟

زندگینامه صلاح الدین ایوبی

صلاح‌الدین ایوبی (۵۳۲ هجری قمری – ۱۷ صفر ۵۸۹ هجری قمری) یکی از سرداران مسلمان جنگ‌های صلیبی بود. ایوبیان دودمانی ایرانی تبار بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت‌های ایشان دمشق و قاهره بود.
صلاح‌الدین در سال ۱۱۳۶ میلادی در تویسرکان واقع در همدان امروزی از پدر و مادری لر به دنیا آمد. او خدمات خود را در دربار اتابک زنگی ازدست نشاندگان سلجوقیان در شامات شروع کرد که بعدها در مصر جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح‌الدین را به همراهی عمویش شیرکوه عازم مصر گرداند تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود.
مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند. از طرفی صلیبیون فهمیده بودند که اتحاد مصر و شامات برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به شام حمله بردند که صلاح الدین انها را سخت به عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی، صلاح‌الدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود. او حکومت خود را تا ایران گسترش داد و حجاز و یمن و نوبه و الجزیره را نیز به تصرف درآورد و در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح الدین شجاعانه در نبردی با ریچارد شیردل آنها را مجبور به ترک قسمت‌های زیادی از خاک فلسطین نمود.
وی بعد از سال‌ها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال1193 در دمشق درگذشت. بعد
از مرگ او امپراتوری‌اش میان فرزندانش تقسیم گردید.
افضل به حکومت دمشق رسید. عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدها حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها حلب تا سال1390 در اختیار خاندان ایوبی قرار داشت.

منبع:وبلاگ کردی مالپه ری سوفی بله (به نقل از ):قاموس الاعلام ترکی

صلاح‌الدین ایوبی، لُر یا کُرد یا کُرد لُرتبار؟

صلاح الدین ایوبی یکی از نام آوران تاریخ است که تا الان به عنوان یکی از مشاهیر کرد او را می شناختم .در حین مطالعه مطلبی در خصوص زندگینامه این شخصیت تاریخی در یکی از وبلاگ های کردی با این جمله مواجه شدم “صلاح الدین ایوبی از پدر و مادری لر متولد شد”.اول این مطلب را زیاد جدی نگرفتم ولی وقتی به منبع آن که” قاموس الاعلام ترکی”بود مواجه شدم این دیدگاه به سراغم آمد که شاید “لرتبار “بودن او صحت داشته باشد و با توجه به اینکه اکراد، لرها را یکی از چهار شاخه کرد(کرمانج،سوران،گوران و لر) می دانند و بسیاری از مشاهیر لر را با استناد به همین نظر در زمره مشاهیر کرد معرفی می کنند ممکن است علت اینکه صلاح الدین ایوبی در طول تاریخ بعنوان یکی از مشاهیر کرد معرفی شده است همین باشد. در زندگینامه صلاح الدین ایوبی آمده است:صلاح‌الدین ایوبی (۵۳۲ هجری قمری – ۱۷ صفر ۵۸۹ هجری قمری) یکی از سرداران کرد و مسلمان جنگ‌های صلیبی بود. ایوبیان دودمانی ایرانی تبار بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت‌های ایشان دمشق و قاهره بود. صلاح‌الدین در سال ۱۱۳۶ میلادی در تویسرکان واقع در همدان امروزی از پدر و مادری لر به دنیا آمد.

چرا لر بودن صلاح الدین ایوبی گم شد؟

عیسی قائد رحمت :

سوال اینجاست که چرا هویت ایرانی صلاح الدین در ایران خیلی کم رنگ است؟ و یا چرا معروفیت ایرانی بودن صلاح الدین به اندازه ی سلمان فارسی و یا تاج محل ویا.. نیست؟ و یا در حالت کلی تر چرا ایرانیان در مقابل عراقیها – که به پر رنگ کردن تکریت به عنوان زادگاه صلاح الدین می پردازند- به معرفی شهر تویسرکان که صلاح الدین از آنجا برخواسته نمی پردازند؟

صلاح الدین ایوبی قهرمان جنگهای صلیبی است که با تدابیر و لیاقت خود توانست عظمت و اقتدار مسلمانان را در برابر اروپاییان به اوج برساند. حکومت او (ایوبیان) در سرزمینی از فرات تا نیل و در همسایگی حکومت خوارزمشاهیان ایران در حدود سالهای 564 تا 648 هجری قمری است. صلاح الدین پس از فتح هتین ، دولت عیسوی بیت المقدس را از میان برداشت و در ظرف سه ماه بر اورشلیم دست یافت بعد از آن پس از یک سال و نیم جنگ ، بین مسلمانان و مسیحیان صلحی سه ساله بر قرار شد بدون آنکه مسیحیان از این جنگها نتیجه ای بدست بیاورند.

اما آنچه که برای ما لرها جالب است محل تولد اوست که قومیت او را مشخص می کند. متاسفانه برای محل تولد این شخصیت دو مکان – که قدری از هم دورند – در تاریخ ثبت شده است. در کتاب ” قاموس الاعلام ” جلد ششم اثر شمس الدین سامی فراشری چنین نوشته : «صلاح الدین ایوبی در سال 1136 میلادی در تویسرکان واقع در همدان امروزی از پدر و مادری لر به دنیا آمد …» بنا بر بعضی از منابع تاریخی مانند قاموس الاعلام صلاح الدین یک لر است.

اما در منابع دیگری – که بیشتر منابع جدید عربی و یا کردی می باشند –محل تولد صلاح الدین، نه در همدان، بلکه در شهری دورتر در عراق به نام “تکریت ” – که همانا محل تولد صدام حسین است – می باشد. بنابر این افتخار شخصیت صلاح الدین در بین سه قوم عرب، کرد و لر در تعلیق بوده است. در این تعلیق تا حدودی می توان استنباط کرد که چرا شهر تکریت به عنوان زادگاه صلاح الدین بسیار پر رنگتر از شهر همدان ( تویسرکان ) معرفی شده است.

لرها : متاسفانه ضعف فعالیت های فرهنگی و پژوهشی لرها باعث شده که آنها در این میدان تصاحب شخصیت مهجور مانده و قائله را به توافق مسالمت آمیز بین عربها و کردها واگذار کنند.

عربها :عرب زبانان نسبت به کردها و لرها جمعیت بیشتری داشته پس در رای اکثریت، برنده ی میدان هستند همچنین چاپ و نشر کتب هم در نزد آنها به خاطر جمعیتشان بیشتر است پس در نشر بیشتر، اشاعه ی رای هم در بین آنها، بیشتر است. عربها بیشتر منابع ای را تبلیغ و اشاعه میدهند که در راستای بزرگ کردن قومیت آنها باشد .به طور کلی عربها متمایلند که صلاح الدین یک عرب و یا نهایتا یک کرد شهروند عربی معرفی شود تا بدین وسیله به نوعی از افتخارات اعراب ، محسوب شود.

صدام حسین: از طرفی صدام حسین دیکتاتور عراق – متولد شهر تکریت – به عنوان یک فرد عرب از نظر مالی و سرمایه برای اشاعه و تبلیغات ، آنچنان دستش باز بود که خیلی راحت می توانست یک مهره ی تاریخی را تا حدودی به نفع خودش تغییر دهد. صدام حسین ، سودای نشستن بر مرکب مشاهیر تاریخی را داشت گاهی مانند پادشاهان آشور و سومر دستش را بالا میبرد . گاهی هم خودش را فرمانده ی قادسییه می دید در این میان اگر شهر تکریت به عنوان زادگاه صلاح الدین تثبیت قطعی پیدا می کرد در آن صورت صلاح الدین و صدام حسین همشهری خواهند شد .از آنجا که لیاقتهای صلاح الدین در جهان اسلام و در برابر اروپائیان بسیار مشهود است صدام هم با پر رنگ کردن شهر تکریت ، – به عنوان زادگاه صلاح الدین – قصد داشت خودش را همشهری صلاح الدین معرفی کند و از طرفی هم از افتخارات ایرانی بودن او بکاهد بنابراین او برای اینکه مهر قطعیت بر تکریت بزنند و یا به اصطلاح عام آنرا تابلو کنند. کاری کرد تا در نقشه ی سیاسی عراق یک استان به نام صلاح الدین ثبت شود .استان صلاح الدین عراق به مرکزیت شهر سامراء است که شهر تکریت در فاصله ی 50 کیلومتری شمال سامراء قرار دارد.

کردها : کردها به عنوان مهمترین حامی فرهنگ لری در جهان، در طول تاریخ، قدری غافل بوده و در تفحص، حساسیتی به خرج نداده اند آنها در منابع، همین قدر که قومیت کرد بودن صلاح الدین را دیدند آن را پذیرفتند و دیگر به مابقی آن، که چه لطمه ای به سایر اقوام و یا لرها وارد میشود توجه شایانی نکردند و در کل، تمام منابع را بررسی نکرده اند.

اگر چه سایت های اینترنتی کردی جزء اولین نشریات جدیدی هستند که به لر بودن صلاح الدین، صحه گذاشته اند و در واقع جزء اولین کسانی هستند که به تبلیغ همدان (تویسرکان) به عنوان محل تولد صلاح الدین مبادرت کردند اما متاسفانه در منابع قدیم کردی مثل تاریخ مردوخ و یا شرفنامه، زادگاه صلاح الدین، شهر تکریت معرفی شده است. شاید بتوان گفت برای کردها، مخالفت با شهر تکریت و یا پر رنگ کردن شهر همدان (تویسرکان ) زیاد اهمیتی ندارد آنچه برای آنها اصل و مهم است فقط کرد بودن اوست که خوشبختانه در همه ی منابع تاریخی چه عربی و چه فارسی، به کرد بودن صلاح الدین صراحتا اشاره شده است. و همین به رسمیت شناختن قومیت کردی صلاح الدین برای آنها کافی بوده است. و اما با توجه به اینکه بخش زیادی از کتاب شرفنامه به لرها اختصاص یافته و همچنین از آنجا که صاحب شرفنامه چند سالی درشهر همدان اقامت داشته است بنابر این بعید به نظر می آید که شرف خان بدلیسی در انتخاب نام تکریت تعمدی داشته است به نظر می آید او از منابعی مثل قاموس الاعلام بی خبر بوده است .

فارسها: از آنجا که حکومت ایوبیان خارج از مرزهای کشور ایران بوده بنابر این جای بحث زیادی در تاریخ ایران ندارد در واقع پرداختن به ایوبیان ، به نوعی پرداختن به تاریخ جهان اسلام می باشد که معمولا از حوصله ی کتب درسی خارج است اما نباید فراموش کرد که ایوبیان ، ایرانی تبار و از لرهای استان همدان بوده اند.

اما سوال اینجاست که چرا هویت ایرانی صلاح الدین در ایران خیلی کم رنگ است؟ و یا چرا معروفیت ایرانی بودن صلاح الدین به اندازه ی سلمان فارسی و یا تاج محل ویا.. نیست؟ و یا در حالت کلی تر چرا ایرانیان در مقابل عراقیها – که به پر رنگ کردن تکریت به عنوان زادگاه صلاح الدین می پردازند- به معرفی شهر تویسرکان که صلاح الدین از آنجا برخواسته نمی پردازند؟

جواب شاید کاهلی اندیشمندان و نویسندگان ایرانی در معرفی شخصیت یک قهرمان ایرانی بنام صلاح الدین باشد و در مرتبه ی دوم شاید این باشد که صلاح الدین با خیانتی که در حق شیعیان فاطمی کرد زیاد مورد علاقه ی ایرانیان شیعه نیست. خیانت او به این صورت است که :”حکومت شیعی فاطمی بیشتر بلاد اسلامی را فرا گرفته بود اما در موقعی که عاضد، آخرین خلیفه ی فاطمی در بستر احتضار بود صلاح الدین امر داد تا خطبه را بنام مستضیء خلیفه ی عباسی بغداد خواندند و این تغییر بدون زحمتی از طرف مردم (به ناچار) پذیرفته شد و به جای مذهب تشیع فاطمی مذهب تسنن و طریقه ی شافعی رسمیت یافت”و از طرفی دیگر هم ، شیعیان فاطمی به خاطر اینکه راه انحراف رفته و دوازده امام و خیلی از مبانی شیعه ی اثنی عشر را قبول ندارند مقبول شیعیان ایران نیستند پس مردم شیعه ی ایران رفتاری بیطرف گونه ، پیش گرفتند که نه صلاح الدین محبوبیتی دارد و نه فاطمیان.

با توجه به این موارد توضیح داده شده ، اگر مشکلات و مسائل فوق وجود نداشتند ، قطعا لر بودن صلاح الدین ایوبی مشهودیت بیشتری پیدا میکرد. هنوز هم تا حدی می توان جبران مافات گذشته را کرد به این صورت که با تلاش دست اندر کاران لر، مجسمه ی صلاح الدین (به عنوان آرمان پیروزی فلسطینیان) در یکی ازمیادین شهر تویسرکان و یا خرم آباد و شهرهای دیگر لرنشین نصب شود و یا ساده تر اینکه خیابان یا یک مرکز عمومی به نام صلاح الدین لر ثبت شود.

منابع :

1 – فرهنگ شش جلدی معین. تالیف دکتر محمد معین . انتشارات امیر کبیر سال 1380

2 – شرفنامه تاریخ مفصل کردستان .تالیف شرف خان بن شمس الدین بدلیسی به اهتمام ، ولادیمیر ولییامینوف زرنوف . انتشارات اساطیر 1377

3 – تاریخ مردوخ . شیخ محمد مردوخ کردستانی (فاضل شهیر ) نشر کارنگ . چاپ سازمان فرهنگی – سیاحتی کوثر1379

4 – نقشه ی سیاسی کشور عراق .تهیه و چاپ از موسسه گیتاشناسی .شماره نقشه 184

5- پایگاه اینترنتی لری “لرویر “

6- پایگاه اینترنتی “انجمن تحصیل کردگان لر

پانعربیسم در خوزستان

#پانعربیسم در ایران مدتی است مدعی این موضوع است که نه فقط خوزستان که تمدن باستانی ایلام نیز بن مایه ای عربی داشته و به جعل منابع می پردازد تا دستاویزی برای جدایی طلبی از ایران و تشکیل کشوری عربی بنام #الاحوازی باشد.

#المقدسی جغرافیدان عرب قرن ۴ ه.ق در کتاب #احسن_التقاسیم_فی_معرفه_الاقالیم در مورد ساکنان عدن و جده گفته است :
“دو بندر عمده جهان، عدن و صُحار هستند. بیشتر ساکنان عدن و جده، ایرانی هستند..صحار مرکز عمان است..شهری با ثروت بسیار و بازارهای عالی.. ایرانیان، اربابان آن هستند.”
همچنین در مورد جده که ساکنان آن در آن دوران بیشتر بازرگانان و مردمان ثروتمند بودند، المقدسی چنین گفته است:
“ایرانیان طبقه حاکم هستند و در کاخ های مجلل به سر می برند.”
باز به گفته المقدسی، بیشتر کشتی سازان و دریانوردان خلیج فارس و دریای عرب، ایرانیان بودند.
مقدسی، تصحیح دخویه(۱۹۰۶) متن عربی، صفحات ۲۷-۲۹، ۷۸-۷۹، به بازگویی از Hadi Hassan, op,.cit., pp.124-125

#آگاهی و #اتحاد
شرط پیروزی و بهروزی ماست.
🌱 @balotedanesh 🌱
💢یاری رسان ما درپیغام رسانی باشیدوکانال رابه دیگرهمتباران معرفی کنید💢

هر وقت باران می بارد دلم برای زبان لُری تنگ می شود!


✍ #کیانوشزهراکار
هر وقت باران می بارد دلم برای زبان لُری تنگ می شود! باران برای همه شادی می آورد ولی برای من غم در پی دارد.
وقتی به یاد می آورم که در زبان لُری برای بارش باران و میزان آن پنج واژه ی توصیفی داریم که مقیاس پنج درجه ای زیبایی را تدوین می کند،دلم می گیرد یا بهتر بگویم به معنای واقعی کلمه دلم می سوزد و به درد می آید:
تیف تَف: بارش بسیار کم باران
نِمِنول: بارش کم باران
رِفت: باران شدید
رِهیل: باران بسیارشدید
دوهِر: شدید ترین میزان باران
همین طور که این مقیاس را مرور می کنم به یاد می آورم که در زبان لُری به بارش باران همراه با باد هم ” وَشت” گفته می شود.
این همه واژه برای توصیف بارش باران نشانگر توان فوق العاده ی زبان لُری و داشته ها و قابلیت بسیار زیاد آن است.
ولی مرور این داشته ها و قابلیت های زبان لُری مرا می آزارد؛چرا؟
چون بلافاصله به ذهنم خطور می کند که راستی ما با این همه قابلیت و داشته ی زبان لُری چه کار کرده ایم؟ آیا حفظش کرده ایم؟ آیا آن را به نسل های بعدی و فرزندانمان منتقل کرده ایم؟ یا زشتش پنداشته و دورش ریخته ایم؟ چند کودک و نوجوان لُرتبار وجود دارد که این واژه گان و صدها واژه اصیل دیگر برایش بیگانه نباشد؟
آری با دستان خودمان گلوی این قابلیت را فشرده و آن را خفه کرده ایم. وقتی به یاد می آورم چطور واژه گان لُریمان را می کشیم و بعد احساس خوبی داریم، بغض می کنم. آری ما قاتلیم ؛قاتل زبان اصیل و واژه های آبا و اجدادیمان و با این کار هویتمان را به سمت نابودی سوق می دهیم .
این مرور اجمالی مرا به یاد این شعر زیبای لایق شیر علی می اندازد که :
زهر بادا شیر مادر بر کسی
کو زبان مادری گم کرده است
آری ما با از دست دادن واژه های اصیل لُری به شیر مادر پشت و زبان مادری را گم کرده ایم و از کف داده ایم.
” حالا انصافاً شما بگویید بارش باران نباید برای من و امثال من ناراحت کننده و غمناک باشد ؟”